تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

 بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
 
هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
 
خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه
 
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
 
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
 
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
 
بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه
 
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
 
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه
 
 میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز
 
می کنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
 
سخت م

ادامه مطلب  

716.هنر  

دستت که بلرزد،دیگر پای فریب به میان باز می شود.هر چقدر هم که اصول و آداب را رعایت کنی،آن که صاحب فن است و استاد،دستت را دیده...دلت را دیده...و لرزش دست و دلت را.ما بقی که فریب میخورند برای تسلی خاطر خودت بزرگشان نکن.تو در میانه میدان سپیدی،به کشیده ها،به نشسته ها و ایستاده ها شکست خورده ای.پس مبادا که دستت...دلت...بلرزد.شهامت هنر انسان هاست نه آدم ها.

ادامه مطلب  

کماکان احساساتی مزاحم  

چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم...
+دائما بدتر شود این چرخ دوران دل خوش نکن!
+ من یک قولی گرفتم.از یک کسی که زیر قولش نمیزنه.
شاید چون ایمانم نسبت بهش کم شده نمی تونم ببینم که داره به قولش عمل می کنه.

ادامه مطلب  

ممرضا جون بخون  

دوباره می با دیگران خورده است و با ما سر گران دارد
دوباره هم که خورده است و بله
+آقای شجریان بگو آقا بگو ساکت نمون
+من چرا دل به تو دادم آخه لاکردار که دلم میشکنی؟کرمی چیزی داری تو؟
+خلاصه که ندارم دستت از دامن مگر در خاک و اینا
+ما حالمون خوبه جاکش باور کن

ادامه مطلب  

دستانش  

وقتی دست تو دستت عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده …
بی تفاوت ازین فشار رد نشیا
داره باهات حرف میزنه

میگه دوست داره!
میگه هوات و داره!
میگه حواست به من باشه!
میگه حواسش بهت هس!
میگه تنها نیستیا!
میگه….
تو هم همینجور که دستت تو دستشه
آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش…
آرهیه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین

ادامه مطلب  

70. خواب های بد  

باز دیشب از بس بهت فکر کردم خواب دیدم دوباره و سه باره از دستت دادم ..
اره تو و که ندارم که از دستت بدم ولی نمیخام تو خوابمم اینطور بشه...
همش خواب میدیدم که خونواده ام دارن مجبورم میکنن با یکی دیگه نامزد کنم...
ولی من که تو رو میخام ....
اینقده اعصابم بهم ریخته بود ....
لعنت به این زنذگیه کوفتی که توی خواب بیداریش تو رو ندارم

ادامه مطلب  

روزها  

20 روز دیگه عروسی دایی محمده باید لباس قشنگ بپوشیم و خوشگل کنیم. یکی دیگه ازین روزا نامزدی خاله محبوبه س. اصولا یکی از مشکلات تو با خاله این بود که چرا مرد نمی گیری باهات عروسی کنه برا من نی نی بیاری من باهاش بازی کنم. 
 خوشحالی . دو روز تموم توی تب می سوختی تازه از دیروز بهتر شدی یه کم. خیلی ترسیدم مامانم. لعنت به بعضی از روزا... آخه اسهال خونی؟؟ باید چیکار می کردم ؟ حتی زمان تزریق منم چشام و بستم ولی دختر باید قوی باشه....همیشه این و تکرار می کنم ول

ادامه مطلب  

چای داغی که دلم بود به دستت دادم...آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم  

این روزا دارم فک می کنم...کنار کار و درس و ... کمی خسته و بی رمق ام...راستش از همه چی خسته ام...از این تکرار...از گذشته و آینده نا مشخص...دلم میگیره....
گاهی وقتا دلم براش تنگ میشه و اونم طبق معمول نیست و من..خسته تر از قبل...گاهی وقتا دعا می کردم کاش از اول این ماجراها پیش نمیومد...
خدایا کمک کن..به همه...به منم
آمین

ادامه مطلب  

باران  

دیروز زیر باران ماندم
یکسره به زمین و زمان فحش می دادم
امروز بدن درد و احوال ناخوش زمین گیرم کرده
دارم به احساسات شاعرانه و ادبیم نسبت به باران فکر میکنم
چقدر ما آدم ها متفاوتیم
با آنچه می اندیشیم
از آنچه به زبان می آوریم
و آنگونه که عمل می کنیم

ادامه مطلب  

حرفام مخاطبذخاص داره  

میگن تو هر شرایطی از زندگی باید راضی باشی اما من الان پر از گلایه هستم یه دل پر از حرفهیچ وقت درد دل کردن دوست نداشتم اصلا هیچکس نمیتونه بفهمه این احمقانه ترین حرف رو دنیاست که یه عده دستت میگیرن تو دستت بعد بهت میگن میفهمتت تو اصلا نمی فهمی،همین طور که  وقتی تو غصه داری من نمی فهمتت
دلم دلسوزی نمیخواداینکه بگن حل میشه اصلا میخوام حل نشه یه جمله دلتنگم

ادامه مطلب  

 

بعد از مدتها یه جانم اساسی از دستت در رفت و تا صبح راحت خوابیدم
میگن شکر نعمت نعمتت افزون کند همینه ها
علیرصایی یادته مریمی از دهنت نمی افتادا جانم که اصن خیلی عادی بود حالا اون کبمه ها شدن جن و تو شدی بسم الله
به هرحال که از دستت در رفت و ذوق مرگ شدم
امروزم که گویا یه عزیزم جا افتاد و یهو گفتی عزیزم
عه عه عه پسره پررو
خخخخخ
الکی 
مثلا من ناراحت شدم
مثلا از ذوق بال در نیاوردم
خخخخخخ
عاااااشقتم خل و چل من

ادامه مطلب  

یه آه ه ه از ته دل  

 
گفته بودم بی تو میمیرم ولی این بار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
هرچه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو نمیگیرم به این تکرار طوطیوار نه
تا که پا بندت شَوَم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سر بار ، نه
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان
بار دیگر میکنم خواهش ولی اصرار نه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی
آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار ، نه
آسمان را ابر فراگرفت و دنیا سرد شد..
من چگونه زیر خاک و سنگ در درون قبر دلخوش باشم

ادامه مطلب  

کماکان احساساتی مزاحم  

چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم...
+دائما بدتر شود این چرخ دوران دل خوش نکن!
+ من یک قولی گرفتم.از یک کسی که زیر قولش نمیزنه.
شاید چون ایمانم نسبت بهش کم شده نمی تونم ببینم که داره به قولش عمل می کنه.
 کاشی از من گرم تره!خوبه اردبیل زندگی نمی کنم.

ادامه مطلب  

کماکان احساساتی مزاحم  

چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم...
+دائما بدتر شود این چرخ دوران دل خوش نکن!
+ من یک قولی گرفتم.از یک کسی که زیر قولش نمیزنه.
شاید چون ایمانم نسبت بهش کم شده نمی تونم ببینم که داره به قولش عمل می کنه.
 کاشی از من گرم تره!خوبه اردبیل زندگی نمی کنم.

ادامه مطلب  

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ....  

نگاهت میکنم
میگویم راحتم کن ....
میگویی جیبت را خالی کن...
نزدیک ترین را بیرون میگذارم
نگاهم میکنی
به روی خودم نمی آودم...
می گذری...
میگذرد ...
بعد مدتها ...دوباره نگاهت میکنم ...
ارام میگویم میشود خودت راه خلاصی نشانم بدهی؟
میگویی جیبهایت را خالی کن ...
و باز ...
دستم فقط آنچه را رو میکند که کمتر دلم را می کَنَد ...
و باز .......
 
میگویم میشود جبارانه جبران کنی؟ ...
دستت را در جیبم میکنی
و آنچه را که در تند ترین زاویه نگه داشته ام 
تا دیده نشود 
بر میداری ‌‌

ادامه مطلب  

جمعه ساعت 00:05 مهر نودوپنج  

خیلی وقته چیزی ننوشتم یعده کلی وقت اومدم
پاییز شروع شد.... پاییزی که دوسش دارم 
میخوام بگم 
پاییزی که توش عشقمو بدست آوردم
پاییزی که توش متولد شدم
پاییزی که تو عشقمو از دست دادم ....
پاییزی که تک تکه شباش خاطرست 
پاییزی که برگشتیو گقتی بمون توروخدا نرو پاییزی که ....
حالم از خودمو نبودنات بهم میخوره حالم از ناز کردنای الکیم بهم میخوره
خیلی غریب شدم پسر قرار نبود همش به ضرر من تموم شه
قرار نبود نفر سومی هم باشه ببین نمیخوام برگردی فقط از خدا میخوا

ادامه مطلب  

 

هرچقدر كه پیش مى رود اى بسا بیشتر از قبل چگالى اشیاء را مى فهمم.
مثلا مى فهمم كه سیمان چقدر سخت است
یا زمین چقدر سفت است
 
و دستان سیمانى و صورت زمین خورده
 
هرچه مى گذرد به یاد حرفت مى افتم اى حكمت اى ناظم : "عمر اندوه در قرن ما یكسال بیش نیست."
پس تو گویى از پیش بر این تن دادم كه دود شوى برقصى و به هوا روى. 
به در شدن تن دادم
به در به در شدن تن دادم
به دم به دم در به در شدن تن دادم
حالا بعد از این سالها بیاید و دست آشتى بدهد؟ ممكن نیست! دروغ است باور كن

ادامه مطلب  

همیشه با خدا دوست باشیم  

قایقتان شکست ؟؟پارویتان را آب برد؟؟تورتان پاره شد؟؟صیدتان دوباره به دریا برگشت؟؟ غمت نباشد چون خدا با ماست.هیچ وقت نگو از ماست که برماست بگو خدا با ماست. اگر قایقت شکست، باشد، دلت نشکند، دلی نشکنی.اگر پارویت را آب برد، باشد،آبرویت را آب نبرد، آبرویی نبری.اگر صیدت از دستت رفت، باشد، امیدت از دست نرود و امید کسی را نا امید نکنی. امروز اگر تمام سرمایه ات از دستت رفت، دستانت را که داری. پس خدایت را شکر کن. دوباره شکر کن. بیا شکر کنیم که اگر کف

ادامه مطلب  

نامش دل است افسار نه  

گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نهگفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نههر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیستخو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نهتا که پابندت شوم از خویش میرانی مرادوست دارم همدمت باشم ولی سربار نهقصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمانبار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نهگه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشیآنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نهمیروی اما خودت هم خوب میدانی عزیزمی کنی گاهی فراموشم ولی انکار نهسخت میگیری به من با این همه

ادامه مطلب  

می شود....  

می شود آنقدر بوسه بارانم کنی که خواب ببرد مرا... ؟ می شود جوری صدایم کنی که قند توی دلم آب شود... ؟ می شود بنشینم کنار دستت، دستت را بیاندازی دور گردنم، بینی ات را بچسبانی به بینی ام، چشم بدوزی به چشمم، دیوانه ام کنی...؟ می شود آنقدر حریصانه و یکریز " دوستت دارم " بگویی، که دیگر گوشم بدهکار هیچ حرف حسابی نباشد....؟ می شود دستهایت فقط گره دست های من شود...؟ تو با من قدم بزنی، من به آدم ها فخر بفروشم می شود راه بیایی با دلم...؟ می شود بغلم کنی، سرم ر

ادامه مطلب  

*** خيلي دوستت دارم ماه روي زمين ***  

...!:
آدم‌ های امن چه کسانی هستند؟ 
 
آدم‌ های امن همان‌هایی هستند که همه چیز می‌توانی بهشان بگویی، 
 
بدون این که قضاوت یا تحقیرت کنند 
می توانی کنارشان احساس بودن کنی 
 
کسانی که فقط خود خود خودت هستی که براشون مهمی کسی که ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ می گیرد 
 
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻭ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﯽ خیال 
ﺩستت را می گیرد ﺑﻪ ﺭﺳــــﻢ محبت 
ﻗﺮﺍﺭ ﺍست هوﺍیت ﺭﺍ ﺑﯽ ﺍجاﺯﻩ به رسم رفاقت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎشد 
 
گاهی تو را فرو می‌ریزد برای بنای جدید 
 
آدم های امن گل های

ادامه مطلب  

بعضی روزها  

بعضی روزها 
حال ادم یه جور عجیبی خوب است
خوب که می گویم
نه اینکه مشکل نباشدها نه
خوب یعنی خدا دستت را میگیرد 
مقابل غم ها...
میگوید "امروز بنده ام باید خوشحال باشد 
سراغش نیایید"
و تو هی ذوق میکنی 
از خوشی های کوچک زندگی ات!
از اتفاقاتی که انتظاراش را نداری و میشود!
گفتم انتظار یادم امد
هر روزی که  بی انتظار و بدون توقع وشکر گزار چشم گشودم "حالم خوب بود
 خوب که می گویم نه اینکه به تمام ارزوهایم رسیده باشم ها!نه!
خوب یعنی خدا را راس ارزوهایم قرار د

ادامه مطلب  

تدبر  

پیروزی با دوراندیشی به دست می آید، و دوراندیشی با تجربه/
امام علی علیه السلام
 
آدمی ساختۀ افکار خویش است، فردا همانی خواهی شد که امروز اندیشیده ای. /موریس مترلینگ
 
بزرگی فرمود : مدت بیست سال نه از کسی چیزی گرفتم و نه کسی را چیزی دادم .گفتند : چگونه ؟گفت : اگر می گرفتم از وی(خدا) گرفتم و اگر می دادم بدو می دادم....فتدبّر

ادامه مطلب  

 

با گونه های خیس از شطتنت خندیدن
آدمایی که جذب میکنم شبی ادمای که از دستت دادم 
هر دفعه میگم این یکی فرق داره، ولی نداره
اسن داره ، من بین این رابطه ها مشترکم من که فرقی ندارم. هه
ته داستان و رابطه هامو با همتون میدونم چون داره تکرار میشه دقیقن 
 

ادامه مطلب  

الزایمر میخوام...  

 
علی یادت هست وقتی بعد از چند ماه به هزار زحمت تونستم بهت زنگ بزنم
 
اول که منو شناختی ...بعدش گفتی ببخشید تصادف کردم حافظه مو از دستت دادم
 یادم نمیاد شما کی هستین؟؟؟
 
علی من همیشه مراقبت بودم...میدونستم دروغ میگی...
                          هیچی بهت نگفتم.....فقط واگذارت کردم....
 
خیلی بیمعرفتی ....خیلی با شوق بهت زنگ زدم....اما همون جا...تلفن ازدستم افتاد ....
افتادم علی.....حالم بد بود...باورم نمیشد..توکه انقدر مهربون بودی چی شد یهو؟؟؟
 
کااش بهم میگفتی

ادامه مطلب  

 

من ترا خواهم برد به هزار توی خیالم ... تو فقط با من باش ... دستت را كه به من بسپاری ... روح ما یكی خواهد شد ... از فراز این دشت پر از فاصله ... پرواز خواهیم كرد ... شاید در یك روز پاییزی ... كه هوا كمی خاكستری میزند ... ما دست در دست هم ... چون قمری های عاشق ... زیر باران رقص كنان هم را خواهیم بوسید ... بوسه در زیر باران ... دستت را كه به من بسپاری ... تنت را هركجا خواستی گم كن ... بیا هر دو یك خیال باشیم عاشق ِ عاشق ... بد گفتم ؟؟... چشمانت را ببند ... در هزار توی قلب یك خیال .

ادامه مطلب  

پای همه ی احتمالات بعیدش وایسادم و گفتم گور بابای همه چی  

 
اولین باری که به عنوان یه زن متاهل وارد یه رابطه ی دیگه شدم ، اصلا نفهمیدم چی شد و قرار هم نبود که اینجوری شه . 
یهو به خودم اومدم و دیدم یکی هست که من باهاش خوشم ! 
اما بار دوم فهمیدم چی شد . تمام مدت حواسم بود و اجازه دادم مردی بهم نزدیک شه که شوهرم نیست ! اجازه دادم منو به ناهار دعوت کنه ، اجازه دادم تو چشمام زل بزنه ، باهام بخنده ، من رو عزیزم خطاب کنه و همه این مدت حواسم بود ...
 

ادامه مطلب  

دل به تو دادم که  

 
دل به تو دادم که به خونش کشی دق بدهی تا به جنونش کشی ؟
دل به تو دادم که فریبش دهی کوهی از اندوه نصیبش دهی ؟
دل به تو دادم که حرامش کنی ؟ آهوی در بند به دامش کنی ؟
دل به تو دادم که بسوزانی اش جامه ای از درد بپوشانی اش ؟
دل به تو دادم که هوایی کنی بال و پرش چیده و راهی کنی ؟
دل به تو دادم که خرابش کنی تشنه به آغوش سرابش کنی ؟
دل به تو دادم که زمین اش زنی خرمن آتش به یقین اش زنی ؟
دل به تو دادم که تمامش کنی خون جگر در می و جام اش کنی ؟
دل به تو دادم که چن

ادامه مطلب  

مسیح هم که باشی...  

حرمتها که شکسته شد
مسیح هم که باشی،
نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی...
آنچه در دستت بود،
امانتی پنهان بود که حراج شد،
آنچه نباید بگویی گفته شد،
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند!
حرف، حرف ویران کردن دل است،
نه دیواری خراب کنی و از نو بسازی!
"دلی که ویران کردی، قصری بود که خود ساکن آن بودی"
راستی حالا که خود را بی خانه کردی،
با آوارگیت چه میکنی
لابد به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری..
 
#میلاد_کاظمی

ادامه مطلب  

 

هرچیزی که تداعی‌ گر محکم تری از گذشته باشه ،بیشتر حس گذشت زمان رو القا میکنه. پاییز یکی از اون زمانهاست. مثل این میمونه که سالهای سال در حال کوبیدن میخ روی تخته ی چوب باشی.بعد از چند سال میخ بی تغییر باقی مونده ولی به خودت میای و میبینی تو پیر شدی دستت توان نداره و اون تخته چوب هم پوسیده و میخی نیست که بتونه تاثیری روش بذاره.
تو زندگی مشکلات مثل میخ میمونن. میتونن پر رنگ باشن و سالیان سال به همون اندازه تیز و برنده و دردناک باشن. ولی زندگی میپوس

ادامه مطلب  

837)  

این شعر سریال شهرزاد و خیلی دوست دارم
شعریه که فکر کنم خیلیا بتونن با کلمه به کلمه اش ماجرایی از زندگی خودشون
و متصور بشن
برا من انگار مخاطبشم نه که خودم برای مخاطبی بخونمش
انگار به من میگه گفته بودی  بی تو میمیرم ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
فکر کنم هرچه گفتم دوستش دارم به جز تکرار نبود البته خوب خودمو قانع کرده بودم دوستش دارم ولی 
نه من دوستش نداشتم از اولش دوستش نداشتم ،اولش حس ترحم داشتم بهش بعدش
این حس ترحم از بین ر

ادامه مطلب  

837)  

این شعر سریال شهرزاد و خیلی دوست دارم
شعریه که فکر کنم خیلیا بتونن با کلمه به کلمه اش ماجرایی از زندگی خودشون
و متصور بشن
برا من انگار مخاطبشم نه که خودم برای مخاطبی بخونمش
انگار به من میگه گفته بودی  بی تو میمیرم ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه
فکر کنم هرچه گفتم دوستش دارم به جز تکرار نبود البته خوب خودمو قانع کرده بودم دوستش دارم ولی 
نه من دوستش نداشتم از اولش دوستش نداشتم ،اولش حس ترحم داشتم بهش بعدش
این حس ترحم از بین ر

ادامه مطلب  

آزاد  

هیچ موفقیت و کاری وقتی دلت گرفته باشد شادت نمیکند حال حتی ... دلی که پرکشید، دلی که سبک شد، دلی که دل نبود، دلی که آزاد شد... حالا من می ترسم حس رها شدن دارم حس خالی شدن ... مجتبی امروز اول صبح دستت خودت نبود هر کاری کردی ولی باز فکرت جایی بود که نباید باشد ... بقول خودت دورغ بده ، بدتر از اون اینه که آدم بخودش دوروغ بگه ... حالا من دلم گرفته نمیدوانم چرا ولی توئی پسر کوچیکه دلت گریه میخاد از اون گریه ها که خالی بشه!
حس دختر بچه ای رو دارم که عروسکش رو از

ادامه مطلب  

معما  

مجموعه معما و چیستان کودکانه

آخجون معما ومسابقه
۲
0
معمای کودکانه
مجموعه معماهای آسان برای تقویت هوش کودکان در سنین دوره ابتدایی را به همراه جواب آن در ادامه بخوانید!


۱- اون چیه که مثل یک حیاط در بسته است، اتاقش سفیده و وسطش یک فرش زرد پهن شده؟

۲- اون کدوم بچه است که وقتی به مامانش میرسه، ناپدید میشه؟

۳- اون چیه که از بالای کوه بیفته نمی شکنه ولی توی آب بیفته می شکنه؟

۴- اون چیه که چه پُر باشه و چه خالی وزنش فرق نمی کنه؟

۵- خروس بیوه چی

ادامه مطلب  

صدای زندگی  

 
قایقت شکست ؟ پارویت را آب برد ؟ تورَت پاره شد ؟صیدت دوباره به دریا برگشت..؟غمت نباشد چون خدا با ماست !هیچ وقت نگو ؛ از ماست که برماست !بگو خدا با ماست.
اگر قایقت شکست، باشد! دلت نشکند! دلی را نشکنی.اگر پارویت را آب برد، باشد ! آبرویت را آب نبَرَد! آبرویی نبری.اگر صیدت از دستت رفت، باشد! امیدت از دست نرود ! امید کسی را ناامید نکنی.امروز اگر تمام سرمایه ات از دستت رفت، دستانت را که داری!خدایت را شکر کن. دوباره شکر کن !اگر چیزی به دست نداریم دست که دار

ادامه مطلب  

زمهریر  

یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل مینویسهگرفتار تویه احمق تو سرمایه این زمحریربه یک فصل آغوش تبدارتیه شاعر که آرامشش با تو بودنشسته جدایی رو از بر کنهمیگن خیلی وقتی بریدی ازشنمی خواد نمیتونه باور کنهکدوم گوری هستی به دادم برستو آغوش کی بال و پر میزنیبه چشمای کی زل زدی بی شرفبزن زندگیمو تبر می زنیشب زجه های من عاشقهلبات رو کدوم لب تداعی شدهتنت خو گرفته به دستای کیکه آلوده این جدایی شدهبه دادم برس عمق این نیمه شبقد اتفاق تو کوتاه نیستبه دادم ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1