تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


فیلم سینمایی "نفس"  

فيلم نفس به کارگردانی نرگس آبیار ...فيلم پویایی که ۱۱۰ دقیقه میتونین از دیدنش لذت ببرین ... قصه گویی های بهار و بلند پروازی های دوست داشتنیش وسط خونواده ای که مادر نداره و چهار تا بچه با ننه آقا و پدر زندگی میکنن. پدر مشکل قلبی داره و بهار که خیلی باهوشه و شیش سالگی به مدرسه میره و شاگرد اوله همیشه ، بهار بسیار علاقه داره کتاب بخونه و قوه تخیل عالی داره ،میخواد دکتر نفس تنگی پدرش بشه و درمانش کنه . فضای خونه ی خودشون توی یه بیابون ،فضای یزد و گارا

ادامه مطلب  

نمایش بهار برای بهار نمی آید  

نمایش بهار برای بهار نمی آید کاری از تئاتر جولاسک به نویسندگی و کارگردانی مصیب داوری در دهمین جشنواره ملی کودک و نوجوان رضوی پذیرفته شده و روز شنبه  سیزدهم آذرماه  در دو سانس ،ساعت 16 و 18 به اجرا در خواهد آمد
خبرهای تکمیلی در پست های آینده

ادامه مطلب  

علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي‏  

بخواب ای غنچه ‏ی پرپر، بخواب ای کودک مادر
علی اصغرم لالای، لایی مادرم لالای‏
عزیزم از چه بی‏تابی چرا مادر نمی‏خوابی؟
گمانم تشنه آبی، علی اصغرم لالای‏
مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من
ببین اشک روان من، علی اصغرم لالای‏
چرا مادر علی جانم نمی‏گیری تو پستانم
چه می‏خواهی نمی‏دانم، علی اصغرم لالای‏
عزیز من مکن غوغا بخواب ای کودک زیبا
مسوزان قلب مادر را، علی اصغرم لالای‏
مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من را
علی اصغرم لالای، لالایی مادرم لا

ادامه مطلب  

خانه پدری  

دیدن حس عجیبیه، وقتی نگاه میكنم، كمتر میشنوم و كمتر لمس میكنم و كمتر بو میكشم، نگاه كردن غالب میشه به همه حواس، مثل طعم زنجبیل توی غذا كه نمیذاره مزه های دیگه رو بفهمم، حالا چشمامو كه میبندم، عطر بهار نارنج و پوست مخملی شمعدونی و پوست سفت و آبدار گوجه سبز و باز هم عطر عجیب و غریب بهار نارنج رو بیشتر و بیشتر میفهمم، كاش میشد از عطرها هم عكس گرفت و وقتای دلتنگی رفت سراغشون، نفسمو پر میكنم از عطر شیرین و خنك بهار نارنج، كه برای من معنی پدر و مادر

ادامه مطلب  

بازم خدا بهار داد  

 
بهار! هدیه ی سبز خدا، هدیه ای نازنین و بی همتا!سرشار از خیر و برکت و مهر و صفا، آمدن هر ساله اشنشانه ی زیبایی خداست و هدی ههای همیشگی اش،پاکیزگی و شادی و مهربانی و پیامش: «طبیعت رنگ بهارگرفت. شما هم دل هایتان را با یاری خدا بهاری کنید »«بازم خدا بهار داد » دعوت نام های است برای تماشایجشن بهار!کتاب بازم خدا بهار داد نگاهی موحدانه به پدیده بهارطبیعت است. بهاری که با خودش هزاران طراوت و پاکیم یآورد.

ادامه مطلب  

 

بپاخیز ای دل غافل،برو خدمت به مادر کنبه وقت پیری و ماندن،کمی شفقت به مادر کن
تو طفلی ناتوان بودی،نه این بودی نه آن بودینه از اول جوان بودی،بیا محنت به مادر کن
بجز آغوش گرم او،صدای ناز و نرم اونبود بی او تو را کوکو،شبی رحمت به مادر کن
اگر خواهی تو جنت را،شفاعت از محمد رابیا از من شنو جانا،تو هم همت به مادر کن
به قرآن شأن او والا،به آیه آیه ی زیباندارد مثل او همتا،برو خدمت به مادر کن
منم آن شاعر مسکین که دارم مادر پیریبه هر جایی که میباشی،کمی زح

ادامه مطلب  

مفهوم مادر در فيلم  

همه ی كسانی كه از فيلم دیدن لذت می برند مشتاق اند كه موضوع جدیدترین فيلم ها را بدانند. از خود می پرسند آیا الان به تماشای فلا ن فيلم برویم، صبر كنیم تا بعدا آن را از فروشگاهی كرایه كنیم، یا كاملا از آن صرفه نظر كنیم؟ بسیاری از آدم ها ی خبره در زمینه فيلم هستند كه می توانند در این مورد ما را راهنمایی كنند. ولی ما باید تابع نظر كدام یك از این خبرگان باشیم؟ نظر دادن كار ساده ای است؛ هر كسی می تواند نظری داشته باشد. اما كدام یك از آدم های خبره در زمین

ادامه مطلب  

یادگار مادر  

بااشک من بشویمزخم تنتبرادراےماہ پارہ ےمناےیادگار مادرسربر بدن ندارے تابوسہ اےستانماز آنلب چو لعلتاے یادگار مادراےنور دیدہ ےمناے تک ستارہ برخیزبستر چرا زخاک است اے یادگار مادردر آسمان دو خورشید در ظھرجاودانے
باکودکان چہ گویم اے یادگار مادرقرآن بہ نیزہ خوانے اسرار حق بدانےدر دانہ ےپیمبر اے یادگار مادربامدعےچہ حاجت اسرارعشق ومستےمن خود بہ دیدہدیدماے یادگار مادر بھنام بھامین
عاشورا ۱۴۳۸

ادامه مطلب  

شعر در مورد دفاع مقدس  

دکتر قیصر امین پور اشعار زیادی با موضوع شهید دارد. این شعر زیبای او را به یاد عزیز این شاعر با هم مرور می کنیم.  پس پدر کی ز جبهه می آید باز کودک ز مادرش پرسید  گفت مادر به کودکش که بهار غنچه ها و شکوفه ها که رسید  باز کودک ز مادرش پرسید کی بهار و شکوفه می آیند  گفت مادر که هر زمان در باغ غنچه ها لب به خنده بگشایند  روز دیگر سراغ باغچه رفت کودک ما به جست و جوی بهار  دید لب بسته است غنچه هنوز بر لب غنچه نیست بوی بهار  گفت ای غنچه های خوب چرا  لبت

ادامه مطلب  

اولین روز آخرین ماه پاییز ...  

#اولین روز آخرین ماه پاییز ...
من کجا...
بهار کجا ...
خیلی فکر کردم 
چی شد من عاشق بهار شدم
من پاییزی 
عاشق دختری شدم به اسم النازجونی ...
هر وقت می دیدمش 
یا هر وقت صورت ماه ش میاد جلوی روی م
ان خنده نازش 
ان نگاه زیباش 
دل م پر از عطر بهار میشه ...
حالا می فهمم چرا پاییز با این که خزون ه باز زیباست 
پاییز عاشق ه ...
عاشق بهار ...
عاشق نگاه نازش ه 
عاشق اخم کردن هاش 
ناز کردن هاش 
آخی ...
عاشق به فکر فرو رفتن هاش 
عاشق عطر ش که وقتی پخش میشه همه جا عطر و بوی ان

ادامه مطلب  

مادر  

سلام
امروز روز مادره
و به افتخار همه مادرا
این شعرو حتما بخونید خیلی قشنگه
آسمان را گفتم :
 
می توانی آیا
 
بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه
 
روح مادر گردی ؟
 
صاحب رفعت دیگر گردی ؟
 
گفت نی نی هرگز !!!
 
من برای این کار
 
کهکشان کم دارم
 
نوریان کم دارم
 
مه و خورشید به پهنای زمان کم دارم !
 
  روی کردم با بحر :
 
گفتم او را آیا
 
می شود این که به یک لحظه ی خیلی کوتاه
 
پای تا سر ، همه مادر گردی ؟
 
عشق را موج شوی
 
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی ؟
 
گفت نی نی هر

ادامه مطلب  

 

بهار: اولین فصل از فصل های مناطق معتدل است. در نیمکره شمالی زمین، این فصل منطبق با سه ماه حمل، ثور و جوزا است.بسیاری از مردم فصل بهار را آغاز زندگی دوباره طبیعت می دانند. در فصل بهار حیواناتی که داری خواب زمستانی هستند از خواب زمستانی بیدار شده و همچنان درختان از خواب زمسناتی هوشیار شده و رشد متو قف شده را در بهار دوباره آغاز می کنند.فصل بهار فصل گل و جوانه است. درختان از پس زمستان سرد شکوفه می دهند و بوسیله زنبورها گرده افشانی می کنند. حیوانات

ادامه مطلب  

به شکوفه ها،به باران  

خسته تر از هر مسافری هستم که راهی طولانی و طاقت فرسا را پیموده.مثل یک چراغ قوه ام که دیگر توانی ندارد و کم سو و کم سو و کم سو میشود....دلم میخواهد مثل درختان به خوابی عمیق فرو روم،به خوابی طولانی،بی آنکه کسی بیدارم کند و یا کابوس و رویایی در آن ببینم،و وقتی از خواب برمیخیزم ببینم بهار فرارسیده...با شکوفه هایش،با صدای گنجشکانش،با عطر گلهایش،با طعم میوه هایش،با شادابی برگ هایش،با نم نم باران هایش و با همه خوبیهایش...بهار بهانه ای برای برخواستن اس

ادامه مطلب  

سه نقطه......و تمـــــــام  

پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟مادر گفت : باقالی پلو با ماهیبا خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریمو یه روزی این ماهی ها ما را می خورندچند وقت بعد ..عملیات والفجر 8 ... درون اروند رود گم شد...و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد...

ادامه مطلب  

معرفی شرکت کیمیا صنعت  

شرکت کيميا صنعت نمایندگی برند دلماتیک انگلستان در ایران با تکیه بر توان تخصصی نیروی انسانی مجرب و کار آزموده بر پایه سالها تجربه موفق در زمینه های گوناگون مرتبط با صنعت و ساختمان پایه گذاری گردید.این شرکت با بهره مندی از ارتباطات بازرگانی قوی با تولیدکنندگان تراز اول جهان ، با کیفیت ترین محصولات بین المللی در زمینه اتوماسیون صنعتی و هوشمند سازی را به بازارهای داخلی عرضه می نماید
در سال های اخیر و با آزادسازی نرخ حامل های انرژی، ضرورت مدی

ادامه مطلب  

.  

طراوت غزلی؟نه فراتر از آنی 
 
بهار؟نه بخدا با صفاتر از آنی 
 
شمیم عطر بهاران؟تو یاس خوش بویی؟
 
نسیم صبح سحر؟نه رها تر از آنی 
 
تو مثل خوشه ی گندم پر از طلا هستی 
 
طلا کجا تو کجا, کيميا تر از آنی
 
همیشه و همه جا در کنار من هستی
 
تو مثل سایه که نه, با وفاتر از آنی
 
تو لایق همه ی واژه های زیبایی
 
تو آفتابی و بی انتهاتر از آنی
 
تو شاه بیت منی شاهزاده ی دل من
 
خدای شعر منی؟نه خداتر از آنی

ادامه مطلب  

مادر  

سلطان غم ، چشم و چراغم مادر
تنها گل گلزار باغم مادر
بعد از خدا تنها امیدم مادر
من با دعایت روسفیدم مادر
 مادرپرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ منزلم
در قلب من این آرزوی آخر است
گویند بهشت در زیر پای مادر است
ای وای من قدر تو را نشناختم
من را ببخش تنها به خود پرداختم
مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چراغ منزلم
تو با بدی ام ساختی و سوختی
تنها چراغ خانه را افروختی
هر جمعه ها چشمت به قاب جاده ها
شاید بیاید ام یجیب جاده ها
مادر پرستار دلم ای روشنی بخش و چر

ادامه مطلب  

به فرشته ترین شاعر زندگیم مادرم که قوت قلب منست.............  

معذرت میخوام فیثاغورس ....چرا که مادر من سخت ترین معادلات است!
معذرت میخوام نیوتن ...چرا که مادر من راز جاذبه است!
معذرت میخوام ادیسون ...چرا که مادر من اولین چراغ زندگی من است!
معذرت میخوام افلاطون ...چرا که این مادر من است که مدینه فاضله قلب من است!
معذرت میخوام رومئو... چرا که همه راه ها به عشق مادر من ختم میشود...!
معذرت میخوام ژولیت ...چرا که مادرم عشق من است !
 

ادامه مطلب  

بهار  

آغوشهای لطیف را میشود از همین هوای دلپذیر هم حس کرد. همین باران همین سرسبزی...
بهار ک میشود همه چیز تازه میشود نو میشود. یک تازگی ای ک تمام سلولهایت متوجه اش میشوند. چه لبخندها چه آوازها و چه رنگ آمیزی ای می آموزد. بهار یک آلبوم بزرگ است از هنر از رنگ.. و چه تنفس قشنگی.
بهار که میرسد همتها سبز میشوند.مهربان میشویم. بزرگ میشویم . قد میکشیم و یکسال دیگر را به دست گذشته میسپاریم.ارزوهایی که گذشت دردها و شادی هایی که جا ماند و اینک سازنده ای پرکار و خلا

ادامه مطلب  

تابهار دلنشین  

 
شعر: بیژن ترقی
دستگاه: همایون (بیات اصفهان)
آهنگساز : استاد روح الله خالقی
آواز : استادغلامحسین بنان
 
(تا بهار دلنشین)
 
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان
چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون

ادامه مطلب  

برگ 89  

بهار برایم همیشه شوق زندگی به همراه داشته است با آن حال و هوای خاصش و با آن عطر بهارنارنجش....و من چقدر عاشق بوی خاص بهارنارنجم عطری که مرا با تمام وجود به وجد می آورد ....عطری که مرا بلد است،بلد است حالم را خوب کند و هرسال و هرسال به اندازه سال قبل برایم دلنشین و شادی آور است.فقط بعضی ها ادم را بلدند و بهار نارنج برای من اگر چه بعضی نیست ولی مرا بلد است.بهار سرآغاز چیزهایی ست که مرا بلدند مثل نارنگی سبز نوبرانه روی شاخه درخت یا انجیر که بدون شکوفه

ادامه مطلب  

مادر و شعور کیهانی  

این روزها مادر حال و هوایی تازه به فضای خانه ام بخشیده..حضور گرمش و دم مسیحاییش قلبم را آرام تر کرده. 
این حضور مادر و همزمانی اش با آغاز خود شناسی و درک شعور هستی حس بسیار بهتری به من القا می کند. مادر خوشحال است که من راه آرامش را یافته ام ولی در دل نگرانی هایی دارد. همان ها که می دانی ... ولی من مصمم هست. راستی مادر چادر تازه ات مبارک. چقدر موهای سپیدت زیر آن چادر سیاه  دلبرانه است. چقدر کمرت زیر این پوشش سیاهی ها خم شده است. چقدر مادر دوست میدارم

ادامه مطلب  

باران...بهار...  

#باران...#بهار ...
شهر عشقم ...
شهر تو بهار نازم ...
النازی بی همتایم 
بارانی است 
آه ...
که چقدر دوری از تو جان فرساست 
به خاطر هرکس جز تو بود 
این دوری را تحمل نمی کردم 
من فقط تحمل می کنم 
تحمل می کنم تا لایقت شوم 
چقدر تو بی همتایی النازم 
از صمیم قلب الهی فدای تو شوم 
الهی آمین 
#علیِ النازی 
11/24/2016
#علیِ النازی 

ادامه مطلب  

هجرت و بهار عربی  

 نوشته: داکتر وائل شهاب
برگردان: احمد فرید فرزاد هروی
امسال، مسلمانان سراسر جهان در حالی از سال جدید (1433) هجری قمری استقبال می نمایند که موج توفنده­ی بهار عربی هر روز کشورهای جهان عرب را یکی پس از دیگری در می نوردد. گرچه بهار عرب مستقیماً ارتباط مناسبتی با شروع سال هجری قمری ندارد، اما تشابهاتی بین این دو واقعه می توان یافت، با وجود این؛ آغاز هجرت نقطه­ی عطفی است که با الهام گرفتن از آن، جهان عرب می تواند مسیر انقلاب های صلح آمیز اش، به سوی مو

ادامه مطلب  

 

امید دلِ  پارسایان    تو هستی
 
----------------------------
یه صحنه  دیدم داشتم میخابیدم اسم محمد و بهار کنار هم بود تو نت .به آجی گفتم
دختر خالت  کسی به اسم محمد نداره ؟ گفت نه
الان پی ام داد
اجییه پسر خوب  اسمش محمد هستمیخام با بهار دوستش کنم

ادامه مطلب  

 

غفلت کرده‌ای مادر !پشتِ یک قلبِ عاشقفرزندت آرام آرام می‌‌میردو تو فراموش کردن رابه من نیاموختیمادر !به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی‌ را که دوستم ندارد؟مرا دریاب مادر !خالی‌ِ لحظه‌هایِ من پر از اندوهی ژرف استکه مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر می‌کندمادر !از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده رامن آرام آرام می‌میرم
نیکی‌ فیروزکوهی

ادامه مطلب  

 

غفلت کرده‌ای مادر !
پشتِ یک قلبِ عاشق
فرزندت آرام آرام می‌‌میرد
و تو فراموش کردن را
به من نیاموختی
مادر !
به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی‌ را که دوستم ندارد؟
مرا دریاب مادر !
خالی‌ِ لحظه‌هایِ من پر از اندوهی ژرف است
که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر می‌کند
مادر !
از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده را
من آرام آرام می‌میرم
 
نیکی‌ فیروزکوهی
 

ادامه مطلب  

سالمندان  

سلام اومید وارم حالتون خوب باشه ما بازم حرفمون درباره ی مادر وپدر هستش خب چرا مادر هارو در خانه ی سالمندان میگزاریم از غورغور هاش یا عصاب خورد کن هاش مادر تورو از بچهکی بزرگ کرده اون وقت دستموزد مادر اینه یا دست روش بلند کنی یا این که بکی مادر برو خسته شدم چتون شده این مادر میتونست شمارو از بچهکی بزرگ نکه بده دسته یکی  دیگر خدا گفته در درگاه من با پدر یا مادر قهر کنید او را نمیبخشم قسم یاالتماس کنن نمیبخشم من مادر پدر خوب واست دادم اون وقت جوا

ادامه مطلب  

دل کنده ام  

آسمانش آبیست اینجا ولی دل کنده ام             می نوازد چشم را دریا ولی دل کنده ام...
می برد دل را نوای بلبلانش در بهار                  بوی یاسش کرده است رسوا ولی دل کنده ام...
عطر مادر، چادرش، راز و نیاز هر شبش             زیر لب دارد همی نجوا ولی دل کنده ام...
لبخند دلنشین یار و چشمان او                       کرده این دل را بسی شیدا ولی دل کنده ام...
این زمین دارد به هر سویش صدای زندگی         عاشق و معشوقه اش زیبا ولی دل کنده ام... 
سالار"
 

ادامه مطلب  

اشعار درباره اربعین حسینی (ع)  

برگشت کاروان کربلا
اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادر نسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادر نیاید کس به استقبال من زیرا که می سوزد ز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادر به این بی دست و پایی بی پر و بالی نمی دانم چه باعث شد که رو در آشیان آورده ام مادر اگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت ها ز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادر رهانیدم ز طوفان ستم ها کاروانی را که اینک بی برادر کاروان آورده ام مادر حسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزش دل خونین و

ادامه مطلب  

بوي بهار مي‌دهي / مادر مهربان من  

 
 
بوی بهار می‌دهی / مادر مهربان من
ای به فدای جان تو / روح من و روان من
مهر منی، ماه منی / بیا بیا كنار من
تو را تو را می‌طلبد/ این دل بی‌قرار من
دست تو را دست تو را / دوباره بوسه می‌زنم
ماه منی،‌ ماه منی/ تویی همان فرشته‌ام
به روی قلب كوچكم / اسم تو را نوشته‌ام
 
”پروین دولت‌آبادی“

ادامه مطلب  

يه روز مدرسه اي ...  

خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره كنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پرازبوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه خوشبختی از رو دیوار سر میكشه توخونه خوی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادر بزگه گیاه و سبزه
فشار زیادی به مغزم میارم جزییات یادم مونده رو می

ادامه مطلب  

 

یه حس عجیبی دارم، احساس می کنم سرمای قلبت رفته و یخ هاش ذوب شدند، حس می کنم با این که هوا رو به سردتر شدن میره اما در قلب تو چیزی شبیه حوالی بهاره. برف و یخ ها رو به رفتند و از گوشه و کنار جوانه های سبز رشد کرده، بوی باد بهاری  و سرما-گرمای مطبوعش رو حس می کنم. تو که می دونی من چقدر نسبت به پیدا کردن بهار حساسم اشتباه نکردم، بهار ِ قلب تو برگشته، دیگه حس نمی کنم که دور تا دورت رو دیوار یخی گرفته، دیگه حس نمی کنم که در سرمای قلبت در حال یخ زدن و مرگم،

ادامه مطلب  

قصه عزیز جون  

عزیز که پُشتی ها و قالیچه ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو میله ها و پرسیدم: چرا جمع میکنی عزیزجون؟گفت: مادر پاییز داره میشه برگا میریزه رو قالیچه، تمیز کردنشون سخته، کلافم میکنه!یه نگا به موها حنابستش میندازم و یواش میگم: مامان میگه اونموقع ها تا وسطا پاییز که هوا سرد شه، بساط ایوون پهن بود.- اونموقع ها این شکلی نبود مادر. که پاییز میشه تنگ غروبی دلت میخواد از غصه بترکه. پاییزاش یه شکل دیگه بود. شبا میشستیم دور هم انار خورون، گل میگفتیم، گل میشنف

ادامه مطلب  

يه روز مدرسه اي ... شايد اول دبستان شايدم دوم....  

خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره كنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پرازبوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه خوشبختی از رو دیوار سر میكشه توخونه خوی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادر بزگه گیاه و سبزه
فشار زیادی به مغزم میارم جزییات یادم مونده رو می

ادامه مطلب  

 

مادر شدن راحته .مادر ماندن سخت ٬خیلی سخت!باید تا نگاه کودکت به چشم توست حوصله ات جوش هم نیاید چه رسد به سر رفتن! باید تمام زور و توانت جمع شود و بنشیند روی لبهایت و خط گونه هایت که مدام به روی دردانه ات نقاشی سیب بکشد ٬ یک سیب قرمز!  ....باید حرصهارو هی بخوری هی بخوری که وقتی غذا کم امد با جرات بگی عزیزم من اشتها ندارم این مال تو...مادر که باشی باید آب خواستن نصف شب دردانه ات سحرخیزترت کند حتی بهتر از وقت نماز صبح.مادر که باشی باید بچه باشی !عروسک با

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1