تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


کتاب آوریل شکسته  

یه مدتی از کتاب دور بودم یعنی یک ماه،ولی با یه کتاب خوب دوباره برگشتم.
کتاب آوریل شکسته نوشته ی اسماعیل کاداره 
یه رمان با نگاهی جالب...من که سر ذوق اومدوم و از کاداره خوشم اومد شاید برم سراغ کتاب های دیگه اش...
یه رمان با موضوعی هولناک و عمیق و شاید در آخر مثل دختر تو رمان یه جوریایی مسخ فضای رمان بشید... 

ادامه مطلب  

مجموعه رمان زیبا و احساسی را با فرمت pdf دانلود کنید  

رمان بسیار زیبا و احساسی با نام وفای عشق ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۲ – رمان بسیار زیبا با نام جرات یا حقیقت ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۳ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام عطر عاشقی ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۴ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام اکسیر عشق ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۵ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام ما که شانس نداریم ( از مجموعه رمان های زیبا )
 
۶ – رمان بسیار زیبا و احساسی با نام محیا ( از مجموعه رمان های احساسی )
 

ادامه مطلب  

تولد تولد تولدت مبارک!!  

سلام فرشته ی روی زمینم. سلام ماه من. سلام خانوم خوشگلم سلام زندگیم. سلام معنا دهنده ب زندگیم. سلام عشق دهنده ب وجودم. سلام بهترین کسم. سلام خانوم خوشگلم. سلام فاطمه ی من
از وقتی ک یه فرشته از فرشته ی تو آسمونا کم شد و تو اومدی پایین یه وظیفه رو دوشت گذاشته شد. هر چند سقوط فرشته از آسمونا خیلی سخته ولی تو اینو بخاطر من تحمل کردی عشقم تا ب وظیفت برسی
وظیفه ی تو عاشق کردن من بود. الان من عاشق توام. هیچی رو ندیدم و نمیبینم جز تورو فاطمه ی من.ممنونم ک این

ادامه مطلب  

رمان قصه عاشقی من  

دانلود رمان قصه عاشقی من
نویسنده : elahe1129 کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 141
خلاصه رمان :
سماء دختریه که به سوارکاری خیلی علاقه منده ولی پدرش باهاش مخالفت میکنه...
اما سماء کوتاه بیا نيست و بدون اطلاع پدر و مادرش میره به باشگاه سوارکاری و.....
 
مبلغ

ادامه مطلب  

یک خاطره از شهید مرتضی آوینی ---معنای زندگی  

مرتضی دل‌بسته بود، ناله‌های شبانه‌اش دردی جانکاه در دل داشت، که با هق‌هق گریه می‌آمیخت.سید بارها و بارها بر ایمان از شهادت گفت: از رفتن به سوی نور، پرواز کردن، بی‌دل شدن، سجده‌گاه خویش را با خون، سرخ نمودن، و راهی بی‌پایان تا اوج هستی انسان گشودن. به یاد دارم که در مورد زندگی و مرگ گفت:« زندگی کردن با مردن معنی می‌یابد، کلید ماجرا در مردن است، نه زندگی کردن».چگونه مردن برایش مهم بود؛ و خداوند آرزویش را به سر منزل مقصود رساند.
منبع : کتاب

ادامه مطلب  

sadness  

بعد از مدتها دو باره سلام زندگی تو نوشته ها، نظر تو نوشته ها، مردن تو نوشته ها!!! فکر کنم الان 8 ساله وبلاگ نویسی میکنم و حد اقل 6 ساله به ثبک روز نوشت یا بهتره بگم هرچی نوشت! تا چند دیقه پیش داشتم بکاپ mexicancorn ذرت مکزیکی تو ثامن بلاگ و ذرت مکزیکی بلاگفا و بعدش goldenmoments لحظات طلایی و goldenolive زیتون طلایی رو میخوندم. وجدانا از اینها میشه برای نوشتن یه رمان چند جلدی داستایوفسکی ای استفاده کرد. یعنی دقیقا همین قدر روان شناسانه! بگذریم... امروز داشتیم می

ادامه مطلب  

دانلود رمان مرد خودخواه من  

دانلود رمان مرد خودخواه من
نویسنده : صبا حسینی کاربر رمان فوریو
تعداد صفحات : 220
خلاصه رمان :
خودخواهــــــــــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ تمام دنیا ﺭﺍ ﻓﺮﺵ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ میکند...
 ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫــــــــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ هایش ﺩﺭ ﺗﻮ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...
خودخواهـــــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ آتش میزند هر آنچه با تو سر لج دارد...
خودخواهــــــــ است...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ برایت تبدیل به یک

ادامه مطلب  

رمان خاطره نوشته (مهدیه لیموچی)  

 
دانلود رمان خاطره
 
 
 
نویسنده : مهدیه لیموچی کاربر رمان فوریو
 
تعداد صفحات : 166
 
خلاصه رمان :
 
طنین_بهراد دختر 23 ساله ی که سرگرد نیروی انتظامیه.
 
طنین بخاطر ماموریت یک ساله مجبور به ازدواج با سرگرد رایان رادمنش می شه.
 
طنین مادرش رو از دست داده و زندگیش بدون هیچ ارامشیِ !
 
پدرش هم بخاطر دوری از خاطرات همسرش به مسافرت های خارجی می ره و طنین می مونه تنهای تنها !!
 
ماموریتی که بهش می خوره یک سال طول می کشه.
 
توی این ماموریت با پسری به اسم علی

ادامه مطلب  

گذر و نجوم  

گذر در اصطلاح نجوم هنگامیست كه جرم كوچكتری از جرم بزرگتری از آسمان عبور میكند.حالا ما آن جرم كوچكتریم و آن جرم بزرگتر اتفاقات و بحران هایمان.اگر این دوره های گذرمان نباشد آن موقع است كه به آرامى آغاز به مردن میكنیم...همین گذر هاست كه توى دل و مغز آدم طوفان ایجاد میكند و شاید به همین خاطر است كه خیلی ها از آن حذر میكنند

ادامه مطلب  

77  

 
کاش من فرشته ی آرزو ها بودم! شبیه افسانه ها و کارتون ها ؛ یه چوب دستی صورتی داشتم با یه حفت بال سفید. یهو وسط زندگیت ظاهر میشدم ، درست وقتی که کاملا نا امید شدی ، بعد ازت میپرسیدم: چی حال دلت رو خوب میکنه؟ میگفتی و با یه اجی مجی لا ترجی برات ظاهرش میکردم ...

ادامه مطلب  

فطرس ملک  

فطرس یا فطروس یا پتروس ملک به اعتقاد مسلمانان نام فرشته‎ای بوده است که شفا یافتن او در خرائج راوندی نقل شده است. به اعتقاد مسلمانان هنگامی که حسین متولد شد خداوند به جبرئیلفرمان داد با گروه بسیار از فرشتگان به حضور محمد آیند و به او تبریک بگویند. جبرئیل در مسیر فرود از آسمان به زمین فرشته‌ای به نام فطرس را دید که در جزیره‌ای افتاده (خداوند فطرس را مامور کاری می‌کند و او در آن کار کندی کرده و در نتیجه به کیفر شکست بالهایش گرفتار شده است

ادامه مطلب  

پست صد و ده  

دلم یه اتفاق تازه می خواد...
یه خوشحالی زیاد...
عزممُ جزم كردم برای مادر شدن. تصمیمم برای گرفتن یه دختر كوچولو قطعیه. در موردش تحقیق كردم و از اینكه شرایطش رو دارم خوشحالم. فقط می ترسم. می ترسم از اینكه وسطش كم بیارم. جا بزنم. تردیدم فقط ترس از فرداست. از روزی كه احساس كنم دیگه نمی تونم. البته می دونم كه می تونم از پسش بربیام اما معنی این ترس لعنتی رو نمی فهمم.
كاش بشه اسمش باران باشه...
بگذریم...
یه چیزایی بود كه باید می نوشتم اما حالا كه فكر می كنم نم

ادامه مطلب  

منصور قیامت: ✅چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار:  

۱-از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟! گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند،چگونه فرشته روزی اش مرا گم میکند.

ادامه مطلب  

کتاب رمان احساسم به تو اشتباه بود  

نویسنده: فائزه رحمتی
موضوع: رمان
تعداد صفحات: ۵۸۶
فرمت: کتاب PDF
زبان: فارسی
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۵
دانلود
معرفی کتاب
آموخته ام که خدا عشق است وعشق تنها خداست آموخته ام که وقتی نا امید می شوم خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار می کشد؛دوباره به رحمت او امید وار شوم آموخته ام که اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترش رادر نظر گرفته است آموخته ام که زندگی دشواراست ولی من از او سخت ترم.
دستم رو سایبون چشمام کرده بود و به رومینا که از در

ادامه مطلب  

7 فروردین 95  

شنبه 7 فروردین 95
 
تابلو را که دیدم دور زدم. باید مستقیم می رفتم. بقیه ماشین ها مستقیم رفتند. من دور زدم. مسافر بودیم. دور زدم. همان طور که تابلو گفته بود. سیصد متر جلوتر. شهربازی. کشتارگاه. هر دو کنار هم. در یک تابلو.  دور زدم. به سمت کشتارگاه یا شهر بازی. برای من فرقی نداشت. کشتارگاه شهر بازی بود و شهر بازی کشتارگاه.
سوژه ی جالبی بود برای عکاسی. برای پست های اینستاگرامی. حادثه ی چند روز بعد برازجان جالب ترش هم کرد. مادری با فرزندش از چرخ و فلک سقوط ک

ادامه مطلب  

 

بعضی ها پیش از اینکه بمیرند دفن میشوند.
 
از مردن نمی ترسم، اما ازینکه خیلی وقتها پیش مرده بودم خجالت زده ام.
بیشتر از پدرم که با مردنم همه آرزوهایش مرد.
از مادرم که طفل نو ماهه اش مرده تولد شد.
شرمنده از تمام روز های که خرشید برایم طلوع کرده بود.
آن شب مهتاب که همیشه تنهای های شبم را باهاش خلوت میکردم ازم روخ گرفته بود، اینگار شب از غم مردنم سیاه پوشیده بود.
به پدرم زنگ زدم که بگویم مرده ام. اما او قبلان دفنم کرده بود.

ادامه مطلب  

 

مردن همیشه ی همیشه سخته حتی وقتی خیلی میخای که بمیری و فکر میکنی اماده ای
بازم وقتی فکر میکنی میخای بمیری ترس برت میداره
ولی خدا جوونها رو زود میبخشه خیلی زود
واسه همین گاهی واقعا دوس دارم زودتر بمیرم
مثل الان این خواسته ی من ربطی به این نداره که شاید الان مشکلی داشته باشم یا از زندگی خسته شده باشم
نه!
فقط وقتی میدونم که خدا کسایکه جوون مرگ میشن و خیلی زود میبخشه میگم خوب منم زود بمیرم بهتره
تا اینکه زیاد زندگی کنم و توی پیری بمیرم و خدا یا خیل

ادامه مطلب  

طوفان تندپاییزی  

به نام خدا 
سلام شبتون بخیر هم اکنون از قزوین شهر تاریخی و زمانی پایتخت صفویه،دارم با شما حرف میزنم ...  میگن تهران داره برف میاد .....ولی هر چی باد تند و سرد و استخوون سوزه میاد اینجا .....الانم سالن مطالعه ام ینی باورتون میشه من تا الان نخوابیدم ....سلطان خوابم منا....غیر ممکن بود نخوابیدن من.....اخ اخ من چه کنم با این درد رمان خوندن ....از عشق و عاشقی خوشم نمیادا .....از زندگی اجتماعی مردم ک رنگی از تلاش و ازادگی داره خوشم میاد و اگ رمانی صرفا عشقولانه و

ادامه مطلب  

باد شمال  

باد سرد که می وزد آدمها و شاید زنها دوست دارند که به درون خانه ها بخزند.کنار سماور بنشینند.یک چای داغ برای خود بریزند.کتاب به دست بگیرند و برای خود یک داستان بخوانند.اما این آرزو در عمل کمتر جامه ی عمل می پوشد.قانون این است که همیشه یک نفر پیدا شود و بی خبر از افکارت خلوتت را به هم بزند.این قانون طبیعت از سالهایی که یک دختر دبیرستانی بودم تا به امروز همراهم بوده است.آن روزها وقتی کتاب و مجله می خواندم اولین کسی که اعتراض می کرد.مادر بود.به نظرش ک

ادامه مطلب  

گریز دلپذیر  

باد زوزه می کشید و هوا سوز داشت که دخترک تمام خاطراتش را برداشت و از خانه بیرون زد..
تمام راه را تا رسیدن به یک گوشه ی دنج پیاده رفت .. 
بدون هیچ نشانی ..
می خواست راه را گم کند! 
قبلا هم این گریز دلپذیر را تجربه کرده بود .. 
و حالا پرده را کشیده .. روی تختخوابش نشسته .. و با فرشته ی کوچکش  خلوت کرده . 
در خانه ای که  هنوز به دیوار هایش عادت نکرده .. 
دخترک همیشه رفتن را دوست داشت .. گم شدن لا به لای جمعیت را دوست داشت .این بزرگ ترین غافلگیری زندگی اش بود ک

ادامه مطلب  

من دیگه خسته شدم  

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه پس دلـــــــــم تا كی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بســــــــــــــه برام تحمل این همه غم بســــــــــــــــه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و كم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی خواهم گــناه بی عشقی بیقته گردنم همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط بد و خوبش به شمـــــــا ما که رسیدیم ته خط قربونت برم خدا چقدر غـــــــــریبی رو زمی

ادامه مطلب  

اسیرعشق  

امشب بغلم کن کمی آرام بگیرم
انقدرفشارم بده اصلا که بمیرم
 
این گونه درآغوش تو مردن چه قشنگ است
وقتی که به عشق تو گرفتارو اسیرم
 
روزی که به صد عشوه از این کوچه گذشتی
از بخت بلندم به تو افتاد مسیرم
 
دل برده ای از من چه بخواهی چه نخواهی
در دام تو افتادم وباید بپذیرم
 
محتاج نمی از نم دریای لب توست
لبهای ترک خورده ی مانندکویرم
 
امشب بغلت امن ترین نقطه دنیاست
قدری بغلم بوسه وبگذاربمیرم 
                  

ادامه مطلب  

گیج بازی  

امروز واقعا گیج بازیام تمومی نداشت:/
اینقد ک واقعا باورم داشت میشد ک خنگم:|
کتاب شازده کوچولو رو بارها خوندم
صبح ی جمله ازش دیدم
و اصلا یادم نمیمد:(
مینا گفت یه سفارش کار هست
لوگو برای ی شرکت
۳ساعت اتود زدم
اخر بهم گفت فرشته چرا نقطه ی ی روی ف عه
و ۱۵دیقه طول کشید ک واقعا متوجه شم منظورشو:/
داشتم گل درست میکردم برای گلدونهام
تلگرام برام پی ام اومد
زهرا فامیلمون بود ک گفته بود هی میخوام سراغتو بگیرم وقت نمیشه
منم گفتم وای عزیزم منم هی میخواستم پی

ادامه مطلب  

371  

می توانم اگر نبودی 
تنها قدم بزنم ،می توانم بنشینم پشت پنجره ساعت ها بیرون را تماشا کنم ومنتظر تو نباشم...می توانم رمان های عاشقانه بخوانم و منتظر بمانم عشاق صادقانه بهم برسند...می توانم تلفنی به مادر بزنمبعد از صدای بـوق آزادنفسم بگیرداما نمیرم...حالم اما،،اصلا خوب نيست...
 
از : امیرمحمد مصطفی زاده

ادامه مطلب  

ابتلا به امید  

مدت هاست که یادداشتی که به دلم بنشیند ننوشته ام٬ اول خودم را می برم زیر اخیه که لابد کم می خوانم و کم می بینم و سهل انگار می گذرم٬ همه ی اینها هست و اینها نيست؛ اصلش این است که اظهار نظر در مورد هر چیزی در نظرم بیهوده تر از آن است که بیارزد٬ و ....
سرم را می اندازم پایین٬ می گویم این جنگ است و سر بلند می کنم٬ مگر باقی مردم چه می کنند؟ ارزش آیا به کار بلیت فروش های مترو الصاق شدنی است؟ یا به کار افسری که پشت دیوار پرونده های روی میزش غرق است؟ یا رانند

ادامه مطلب  

زبان علم و زبان قرآن  

نباید سعی کنید زبان و منطق قرآن و عالم غیب را برای طرز فکر مادی توضیح دهید. نمی‌فهمد.
او متر و معیار خودش را دارد. کسی که سه بعدی می‌بیند نمی تواند آنچه را می‌بیند و درک
می‌کند برای کسی که یک بعدی می‌بیند، تفهیم کند.
پا فشاری نکنید که قرآن را با علم مادی تبیین کنید.
مثلا وحی و عالم غیب و فرشته و معجزه را نمی‌توان با علم مادی توضیح داد.
 
برگرفته از سخنان حجت‌الاسلام قاسمیان/اربعین 95/دانشگاه امام صادق (ع)
 

ادامه مطلب  

حکایت  

حکایتمی گویند: مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می ڪنید؟گفتند: مسجد می سازیم.گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: براے چه ندارد، براے رضاے خدا.بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روے آن نوشتند «مسجد بهلول» شبانه آن را بالاے سر در مسجد نصب کرد.سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالاے در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول». ناراحت شدند؛ بهلول را پیدا ڪردند و به باد ڪتڪ گرفتند ڪه زحمات دیگران ر

ادامه مطلب  

9  

اینستاگرام را کامل حذف کردم.
احساس میکنم خیلی قدرتمندم که توانستم همچین کاری بکنم.
اینستاگرام یک جذابیت فریبنده ای دارد لعنتی! که نمیتوانی از آن بگذری... اما من بالاخره و در طی یکی از آن همه تصمیم های یهویی ام حذفش کردم.
در عوضش مجبورم خودم را با یک چیزی سرگرم کنم تا آن اعتیاد لعنتی ام از بین برود. کتاب جایگزین خیلی مناسبی است. با خودم فکر میکنم که چرا کتاب ها را (خصوصا درسی) نمیدهند به آنهایی ک این اپلیکیشن ها را _فیس بوق و اینستاگرام و تلگرام و .

ادامه مطلب  

 

من عاشق این *دخترونگی *کردنامم.... عاشق این دنیای *صورتیم*... عاشق دغدغه های *دخترونم*... ست کردن تاپ و دامنام... گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن از همون اولی.. جیغ های از ته دل تو ترن شهربازی.... چیدن لاک های رنگووارنگم،به هم ریختنشون،چیدنشون و باز دوباره.... دور همی هام با دخترای فامیل،پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند بلند خندیدنامون... حرفای *دخترونه* و فحشای پاستوریزه نثار بچه ها و رفقا ... کلکسیون ساختن از رژ لبای رنگارنگم .... سر گذاشتن رو شونه دوستمو ها

ادامه مطلب  

از سری نصیحت های سارایانه :)...! ( قسمت اول )  

گاهی وقتها ، برای مامان هاتون یک بازی نصب کنید و  بشینید تماشا کنید که چه جوری با انگشت اشاره اش ( نه شستش !) بازی میکنه و وقتی مرحله رو رد میکنه چشماش برق میزنه . گاهی وقتها "مامان " باشید برای مامان هاتون . این بندگان خدا از صبح تا شب توی آشپزخونه خودشونو حبس میکنن ، زندگی شونو وقف میکنن تا ما حال مون خوب باشه . خسته میشن اما به زبون نمیارن . ساده ترین کاری که میشه کرد اینه که براشون تفریحات کوچولو کوچولو ایجاد کنید و اجازه بدید برای چند لحظه هم ک

ادامه مطلب  

درد  

سلام چند ساعته دارم تو این وبلاگ کوفتی میگردمکادوهات جلو چشممه...داریم نزدیک میشیم به سالگرد کوفتی اشنایی موناون روز نحس...دوستت علی میگفت بهت چیزی نگفته که منو میشناسی و همکلاسی ایم ولی این روزا اصاب نذاشته ....میگه داماد شدی...کاش حداقل میدونستم راسته یا نه....چون به اون اعتباری نیس....چ دوست داغونی ام داری هااااا...اهنگتم گوش دادم...یکم متنش بدک نیس نمیدونم ولی ب دل نمیشینه...ولی صدای معمولی اون موقع ها ک واسم ی بار خوندی خیلی خوشگل بود...یادته من

ادامه مطلب  

چرا کتاب خوانها بهترین ادم هایی هستند که میتوان عاشقشان شد  

چندی پیش مقاله ای منتشر شد ادعامیکرد انچه مطالعه عمیق نامیده میشود به زودی ازبین خواهد رفت چرا که میزان مطالعه عمیق میان ادم ها کمتر شده واینروزها دیگرادم ها سرسری کتاب میخوانند وباوجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده های کتابهاروز به روز کم می شود مطالعات ثابت کرده کتابخوان ها درقیاس باافراد عادی ادمهای خوبتر وباهوشتری هستند وشایدتنها ادمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن دارند  کسانی که رمان میخوانند بیشترین قدرت هم

ادامه مطلب  

تفلدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک  

1 سالگی

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست
و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت.تولدت مبارک 

 

2 سالگی

داره بارون میاد  خوب که نگاه کردم....هوا که ابری نبود....اون فرشته ها هستن که دارن گریه میکنن......آخه یکی ازشون کم شدهمهربون ترین تولدت مبارک
 
 
 

3 سالگی

تارهای گیتارم را به لرزش در می آورم
تا بارها و بارها به تو بگویم دوستت دارم
بارها این تارها به صدا درمی آیند و می گویم : تولدت مبارک بهترینم

 

4 سالگی

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
وجود پاکت اومد تو

ادامه مطلب  

پست صد و پانزده  

1. دلم می خواست این پست رو 17 مرداد بذارم. نمی دونم شاید چون منو یاد بدترین اتفاق این سالا و تصادف بابا می نداخت. شاید چون اون روز دلم نوشتن می خواست و شایدم بخاطر حال خوبه فرشته مهربون بود. پروژه جدید و یه موفقیت دیگه.
نمی دونم چرا کارش انقدر منو یاد کارتونا انداخت. مخصوصاکارتون بابا لنگ دراز...
اما با یه داستان واقعی...
2. پارسا برام فال گرفت. یه فال نطلبیده. اما انگار حسابی مراد بود.
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
بهم

ادامه مطلب  

من ديگه ادم سابق نميشم ...  

خودمو با همه چی سرگرم میكنم ...نقاشی...نوشتن...كتاب خوندن...حتی با خوردن  سره خودمو شیره میمالم كه شرایط داره خوب پیش میره!!! كه خدا با ماست...حالا هر جا میخوایم باشیم...تهرون!مشهد!نشابورش فرقی نمیكنه! فقط مهمه خدا با ماست !!!! انگار اصلا مهم نيست كه من از خانوادم،دوستام،شهرم گذشتم...اصلا مهم نيست ، چون خدا جاشونو پر میكنه! نمیدونم چجوری، ولی قول داده پر كنه... بعضی  وقتا ارزو میكنم سرم بخوره به جایی همه چیو از یاد ببرم...خونمونو!مادرمو!شهرمو!دیگه نتونم

ادامه مطلب  

من به هر حال که باشم به تو میاندیشم...  

من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
+فریدون مشیری در و بلات تو سر تراپ که انقد شیوا سخنی
+ قالب جدیدم چطوره؟؟ ممنونم از فرشته خانـــوم :)   که زحمت کدشو برام کشی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1